زلزله چی میگه این وسط ؟ واقعا زندگی چرا داره همش روی سخت و بد بیاریشو نشون میده؟
ولی حداقل ی بهونه برا دیدن خانوده و بابابزرگو اینا داریم
حامد هم بعد از مدت ها دیدم ! تنها قهرمان زندگیِ من در تمامی عرصه های زندگی! (بیشتر فوتبال ولی) کوچیکترین داییه بنده
میگف میخواد برا ارشد تربیت بدنی بخونه!
حامد رو ک کنار بذاریم میرسیم به بانو ...
البته سرکار خاله مینا بانو:| ! وقتی دیدمش یجور محکمی بغلم کرد
ی لظه همه چیی یادم رفت ... انگار میدونست ک فقط از این دنیا یه بغل در حد چند ثانیه میخوام ! خیلیی وقت بود باهم حرف نزده بودیم !!! ولی اون همش لبخند میزد ...
بعد از مدتهاا همه یه جا جمع شده بودیم . چقد حس خوبی داش
حس امنیت، ارامش
اصلا قابل وصف نیس چی دارم میگم من؟
اخرم برگشتیم خونه مون ! کرمون خراب دراب شده
وسط کلی پس لرزه ، همراه با سگ لرز های زمستونی تو دمای زیر صفر
زندگی جالبه نه؟
وبلاگ جان ، مای دیِر!
در مورد تو چیزی به ذهنم نمیاد
همون قربون صدقه های همیشگی ام دیگه !!!
خدافز
آروی همیشگی ات!
دریا....
ما را در سایت دریا. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 18:36